ღ♥ღ...نسیم زندگی...ღ♥ღ
با من غریبگی نکن با من که درگیر توام چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام پ.ن: با تو شب شکل یه رویاست آخرین نقطه ی دنیا تو جهان من همین جاست!! تو نقطه ی پایان منی نقطه ی آغاز تو ، نقطه ی پایان من است فا و نون یک نقطه دارند نقطه ی فا، نقطه ی پایان نون است من با تو آغاز می شوم و با تو تمام من بی نقطه ی آغازینت بی پایانم و ناقص تنها نقطه تو،پایانم میدهد و کامل من به نقطه ات احتیاج دارم نقطه های دیگر تنها مرا می کشاند به جای بی انتها و سر گردان من به نقطه ات احتیاج دارم بیا و نقطه ام باش من تنها با تو معنا می گیرم من تها با تو زنده می مانم من تنها با تو کامل می شوم من تنها با تو حس می گیرم من تنها با تو واقع می شوم من تنها با تو آرام می شوم دریا تنها با تو ساحل می گیرد خدا رو چه دیدی شاید با تو باشم شاید با نگاهت از این غم رها شم خدا رو چه دیدی شاید غصه رد شد دلم راه و رسم ِ این عشق و بلد شد هنوز بیقرارم، به یاد نگاهت نشستم تو بارون، بازم چشم به راهت من تو بهشتم و تو فرشتمی ، تو مال منی و تو گل منی اگه دنیا رو هم بدن به جای تو ، فقط تویی که تو سرنوشتمی دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو ، فرق می کنه واسه من چشمای تو آره ، دوست دارم من تا پای جون ، هر چی بخوای می دم ، تو پیشم بمون پ.ن: حس می کنم که این روزا ، بدجوری عاشقت شدم نه عادته ، نه یک هوس ، برام شدی مثل نفس کدام باغ به ديدار دوستان ماند کسي بهشت نگويد به بوستان ماند درخت قامت سيمينبرت مگر طوبيست که هيچ سرو نديدم که اين بدان ماند گل دو روي به يک روي با تو دعوي کرد دگر رخش ز خجالت به زعفران ماند کجاست آنکه به انگشت مينمود هلال کز ابروان تو انگشت بر دهان ماند هر آنکه روي تو بيند برابر خورشيد ميان رويت و خورشيد در گمان ماند عجب مدار که تا زندهام محب توام که تا به زير زمينم در استخوان ماند شگفت نيست دلم چون انار اگر بکفد که قطره قطره خونش به ناردان ماند غريق بحر مودت ملامتش مکنيد که دست و پا بزند هر که در ميان ماند به تير غمزه اگر صيد دل کني چه عجب که ابروانت به خميدن کمان ماند اگر روي به هم درکشي چو نافهي مشک طمع مدار که بوي خوشت نهان ماند لبي که بوسه گرفتم به وقت خنده ازو به بر گرفتن مهر گلابدان ماند تو تمام خواسته های من هستی ولی میخوام بدونم روز وصال و عشق و محبت نهاد نام روز شروع شادیی سرشار از زندگی روز امید و آرزو و دل دهندگی روز بنای خانه خوشبختی و سرور روز جلال و شوکت و شادابی و غرور روز وصال روز حضور اگه که سبز فدک اگه می چرخه فلک اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک بهونه تمومشون مهر علی و زهراست ترانه ها ترانه ها اول عشق همین جاست پ.ن: برو به کار خود ای دون که در دیار علی به عالمی
نفروشند مویی از زهـــرا 
نمی خواهم که نویسم
از غم
از دوری و از فاصله ها
از درد
گفتی صبوری کن
صبوری
می نویسم از امید
از نقطه
از نقطه ی تلاقی
از وصل
از نگاه عاشقانه ات
از رخ
از دست های گرمت
از حس
از بوسه های مستت
از مهر
از عشق
از زندگی
از ...
می نویسم بر سینه ی
آسمان،
تو رو عشق است!
پ.ن: گفتی بنویسم ز خود،نوشتم از خود
ناقص است قلمم سفیدم بدون تو

ادامه مطلب

ادامه مطلب


بارها و بارها تو چشات نگاه می کنم
تو منو تسخیر کردی
میخوام در آغوشت بگیرم، میخوام پیشت باشم
نمیخوام هیچ وقت بذارم از پیشم بری
ای کاش این شب هرگز تموم نمیشد!
میشه تمام عمر مال من باشی؟
میتونم تو چشمات نگاه کنم؟
میشه امشب مال من باشه و چنین شبهایی رو با هم به اشتراک بذاریم!
میتونم تورو نزدیک خودم نگه دارم؟
میتونم همیشه تورو در آغوش بگیرم؟
میشه، میشه این بوسه همیشه مال من باشه؟
میشه، میشه این بوسه همیشه مال من باشه؟
ادامه مطلب


ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |




